پرواز همای: موسیقی پناهگاهی برای مردم است

به گزارش وبلاگ داستان نویسی، پرواز همای بعد از انتها تور کنسرت هایش از مردم و سلیقه های عمومی و سبک تلفیقی می گوید.

پرواز همای: موسیقی پناهگاهی برای مردم است

وبلاگ داستان نویسی- پرنیان سلطانی: سنتی می خواند اما برخلاف بسیاری از خوانندگان موسیقی اصیل و سنتی، از هر قشری مخاطب دارد؛از کوچک و بزرگ و پیر و جوان بگیرید تا مخاطبان عام و دنبال نمایندگان جدی موسیقی. واقعیت این است که نوآوری در فراوری قطعه های موسیقی با سازهای ایرانی و سنتی از او یک چهره متفاوت در جهانی موسیقی ساخته؛ چهره ای که با سرودن یا انتخاب ترانه های غیرتکراری و متناسب با حال مردم، توانسته مخاطبان زیادی را با خود همراه کند. برای همین است که همه ما علاقه مندان موسیقی فارغ از هر نوع سلیقه موسیقایی که داریم، دست کم به اندازه یک یا چند تک آهنگ کارهایش را شنیده ایم و گاهی آنها را زیر لب زمزمه می کنیم. صحبت از پرواز همای است؛

خواننده پرطرفدار این روزهای موسیقی که نقش مهمی در آشتی دادن جوان ها با موسیقی اصیل و ایرانی داشته؛ کسی که بیشتر از آنکه به فکر فراوری آثار جدید باشد، سعی می نماید در تمام نقاط ایران حتی مناطق محروم اجرای زنده برگزار کند چون معتقد است موسیقی پناهگاهی برای مردم به حساب می آید که با آن می توانند مدتی دردها و غم های خود در زندگی روزمره را فراموش نمایند. در روزهایی که سرپرست گروه موسیقی مستان به تازگی تور کنسرت هایش را در شهرهای بوشهر، بندرعباس، قشم، قزوین، اراک، کرج، شیراز، اردبیل، سمنان و مریوان پشت سر گذاشته و خودش را برای اجرای کنسرت حلاج در شهر ساری آماده می نماید، سراغی از او گرفتیم و با او از هر دری صحبت کردیم که در ادامه خواهید خواند.

  • به نظر می رسد بیشتر از فراوری اثر و تهیه آلبوم، اولویت تان اجرای زنده و برگزاری کنسرت است. این را می گردد از تعدد اجراهایتان، به ویژه در شهرستان ها و حتی مناطق محروم متوجه شد. دلیل این علاقه به اجرای زنده چیست؟

بله، اولویت من همیشه اجرا روی صحنه است، چون در کنسرت ها به خاطر ارتباط مستقیم و چهره به چهره ای که با مردم برقرار می گردد، خواننده حس خیلی بهتری دارد، ضمن اینکه مردم هم وقتی موسیقی را به صورت زنده گوش می دهند، لذت بیشتری از کار می برند. از طرف دیگر از آنجا که در کشور ما حق حق امتیاز رعایت نمی گردد و آلبوم ها به صورت رایگان در اختیار دیگران قرار می گیرد، درواقع ما هیچ بهره ای از آن نمی بریم؛ بنابراین ترجیح می دهم به جای اینکه مرتب کار جدید فراوری کنم، گزیده تر کار کنم و در عوض فرصت بیشتری برای در کنار مردم بودن داشته باشم.

  • اساسا به نظرتان جاری شدن موسیقی در جامعه چه پیامدهایی دارد؟ چقدر باعث ایجاد شادی گروهی، آرامش و به طور کلی حال خوب شهفرایندان می گردد؟

به نظر من موسیقی پناهگاهی برای مردم به حساب می آید تا با آن مدتی دردها و غم های زندگی روزمره شان را فراموش نمایند. هم اکنون که متأسفانه مردم ما شرایط سختی را پشت سر می گذارند، تنها جایی که با پناه آوردن به آن، حالشان خوب می گردد، همین سالن های کنسرت است. این را می گردد از پر شدن سالن های موسیقی به خوبی متوجه شد. به نظر می رسد هم اکنون موسیقی تنها حوزه ای است که مردم با رضایت کامل برای آن هزینه می نمایند و با خاطره خوش و حال خوب از سالن ها بیرون می آیند. در چنین فضایی اگر موسیقی هم از مردم گرفته گردد، واقعا دیگر چیزی برایشان باقی نمی ماند. برای همین است که من همیشه سعی نموده ام در کارهایم از درددل مردم بگویم و مرتب کنارشان باشم و با منافع خیلی کم، بلیت ارزان تر و شرایط آسان تر برایشان بخوانم تا به اندازه خودم سهمی در خوب شدن حال شان داشته باشم.

  • پس با این حساب برای اجرای کنسرت حاضرید به هر شهر و روستایی بروید؛ درست است؟

بله، همینطور است. تا زمانی که فضا از نظر اجتماعی فراهم باشد و خدا بخواهد، اولویت من حضور روی صحنه است؛ یعنی تا وقتی مردم از ما درخواست نمایند، برایشان در نزدیک ترین سالنی که مقدور است خواهم خواند.

  • شما یکی از خوانندگان سبک موسیقی سنتی هستید؛ سبکی که به نظر می رسد مخاطبانش را یک گروه خاص تشکیل می دهند. هم اکنون صندلی موسیقی سنتی را بین علاقه مندان به این هنر، به خصوص جوان ها چطور می بینید؟

برخلاف آنچه تصور می گردد، اتفاقا امروز مخاطب موسیقی سنتی بسیار زیاد است و به اعتقاد من خواننده های سنتی حتی از خواننده های پاپ هم خیلی خیلی پیروز تر هستند و توانسته اند ده ها برابر موسیقی پاپ مخاطب جذب نمایند. فقط اگر از جانب خودم و مخاطبان خودم هم بخواهم صحبت کنم، باید بگویم که موسیقی ایرانی این روزها بین علاقه مندان به موسیقی، به ویژه جوان ها خیلی پرطرفدار است.

  • اختصاصی مجله موسیقی
  • اتفاقا می خواستم بپرسم چطور توانستید نسل جوان را که در جهانی امروز گزینه های بسیاری برای شنیدن دارد، مجاب به شنیدن موسیقی سنتی و ایرانی کنید؟ به نظر خودتان نقطه قوت کارهایتان چیست؟

نوآوری در محتوای موسیقی این روزها حرف اول را می زند. اینکه بتوانی محتوای موسیقی را با رنگ تازه ای به مخاطب ارائه بدهی، حتما می توانی او را تحت تأثیر کارهایت قرار بدهی. متأسفانه هم اکنون تا حرف از نوآوری می گردد، همه فکر می نمایند منظور متفاوت ساز زدن و عجیب و غریب خواندن است! درحالی که نوآوری یعنی بتوانی با موسیقی ثابت، محتوایی جدید ارائه کنی. بی شک یکی از شاخصه های اصلی محتوا، شعر یا متن ترانه است. من تعجب می کنم وقتی می بینم این همه شعر و شاعر خوب داریم، بعد خوانندگان موسیقی ایران تا این اندازه از شعرهای تکراری استفاده می نمایند.

  • قطعا یکی از المان هایی که باعث شده جوان ها جذب موسیقی تان شوند، همین شعرهایتان است. کمی هم برایمان درباره معیار انتخاب شعرهایتان می گویید.

من بیشتر شعرهایم را خودم به شیوه چامه می گویم؛ به همان شیوه ای که محمدعلی امیرجاهد و عارف قزوینی شعر می گفتند. شکر خدا جواب هم داده و برای همین سعی دارم همین راه را ادامه بدهم. از نظر محتوا هم خیلی کوشش می کنم تا سوژه ترانه هایم مناسب شرایط روز جامعه و دغدغه های مردم باشد. شعرهایی هم که از دیگران انتخاب می کنم، باید همین خصوصیت را داشته باشند؛ یعنی از نظر محتوا وزن داشته و مناسب زمان حال باشد و از آن مهم تر، تکراری نباشد!

  • تا از بحث موسیقی ایرانی دور نشده ایم، این سؤال را هم بپرسم. بعضی از فعالان موسیقی معتقدند این روزها سلیقه عمومی مردم به سمت کارهای سطح پایین و اصطلاحا بازاری سوق پیدا نموده. شما که می گویید برخلاف تصور موجود، موسیقی ایرانی و اصیل این روزها خیلی هم پرطرفدار است، احتمالا این نظریه را قبول ندارید؛ درست است؟

نه، اصلا قبول ندارم. به نظر من افرادی که چنین چیزی می گویند، موسیقی خودشان مخاطب ندارد و چون مردم به موسیقی آنها رغبتی نشان نمی دهند، برای توجیه پیروز نبودن شان می گویند سطح موسیقی مردم پایین آمده! احتمالا این افراد زمانی می گویند ذائقه موسیقایی مردم رشد یافته که به موسیقی آنها گوش بدهند! درحالی که اصلا اینطور نیست. مردم براساس علاقه مندی شان سبکی را که دوست دارند انتخاب می نمایند و اتفاقا سراغ افرادی می فرایند که در سبک مورد علاقه شان بهترین هستند. به همین دلیل من اصلا این نظریه را قبول ندارم و به نظرم این حرف بی احترامی به مردمی است که اتفاقا موسیقی را خیلی خوب می فهمند.

  • در سال های اخیر سبک تلفیقی به یکی از سبک های پرطرفدار موسیقی تبدیل شده است. این سبک را چطور ارزیابی می کنید و به نظرتان فعالان این حوزه تا چه اندازه در جوان پسندتر کردن موسیقی اصیل پیروز بوده اند؟

این سبک هم تقریبا از آنجا شکل گرفت که بعضی از خواننده های جدید موسیقی ایران نتوانستند در قالب موسیقی سنتی مخاطب جذب نمایند و برای همین موسیقی ایرانی را با یک سری از موسیقی های جدید تلفیق کردند. البته در اینکه امروز این موسیقی خیلی پیروز و پرطرفدار است و افراد خیلی خوبی در این سبک فعالیت می نمایند هیچ شکی نیست. به عنوان مثال علی زند وکیلی یا حجت اشرف زاده در همین سبک کار می نمایند و خیلی خیلی هم در ارائه موسیقی خوب پیروز هستند و هواداران زیادی هم دارند. درواقع من معتقدم پیروز بودن یک موسیقی و پرطرفدار بودنش به سبک و ژانر ارائه اش بستگی ندارد و فقط و فقط این محتواست که نشان می دهد کاری پیروز است یا نه.

  • شما به مافیای موسیقی هم اعتقاد دارید؟

نه. به نظر من هیچ مافیایی در ایران وجود ندارد. آن چیزی که امروز با عنوان مافیای موسیقی مطرح می گردد، صرفا شرکت هایی هستند که با توانایی اجرایی بیشتر، از چند خواننده حمایت می نمایند. اما این بدان معنا نیست که خواننده ای که مورد حمایت نهاده شده، صرفا با همین حمایت می تواند در جامعه موسیقی ماندگار گردد. قطعا اگر این فرد چیزی برای ارائه نداشته باشد، خیلی زود محو می گردد. اما کسی که فرایند کار موسیقی را پله پله طی نموده، آموزش دیده و خودش هم هنر قابل دفاعی برای ارائه دارد، حتی بدون این حمایت ها هم راهش را در جهانی موسیقی پیدا می نماید. نمونه اش این همه خواننده خوب که سال هاست در همین فضا کار می نمایند و پیروز هم هستند.

  • یعنی معتقدید دست های پشت پرده نمی توانند کاری نمایند که کار خوب به گوش مردم نرسد و فقط تیم خودشان در بورس باشد؛ درست است؟

این هم حرف عده ای از خواننده هاست که در کارشان پیروز نشده اند! اینها فکر می نمایند یک سری تهیه نماینده و برگزارنماینده کنسرت حق شان را خورده اند و در عوض چند نفر دیگر با حمایتی عجیب و غریب جای شان را گرفته اند، درحالی که اصلا اینطور نیست. کسی که کارش خوب باشد و حرفی برای گفتن داشته باشد، بالاخره راهش را پیدا می نماید و دیر یا زود به پیروزیت می رسد.

  • هم اکنون بزرگ ترین مشکل این روزهای جهانی موسیقی را چه می دانید؟

به نظر من بزرگ ترین مشکل جهانی موسیقی، حسادت ها، کینه ها، انتقادهای غرض ورزانه و دخالت های بی جای اهالی موسیقی در کار یکدیگر است! مطمئنا اگر فعالان موسیقی کاری به کار هم نداشته باشند و هر کدام فقط روی کار خودشان تمرکز نمایند، موسیقی ما رشد خیلی خوبی خواهد داشت.

  • شکی نیست که یکی از نقاط برجسته کارنامه هنری تان، کارهای نمایشی به صورت اپراست. هم اکنون صندلی اپرا را در کشورمان چطور می بینید؟

واقعیت ماجرا این است که هم اکنون ما اصلا اپرایی در ایران نداریم! اپرا یک ژانر از موسیقی کلاسیک است که در ایتالیا شکل گرفته و بعد کشورهای دیگر مانند آلمان، فرانسه، روسیه، اتریش و... اپراهای مخصوص خودشان را نوشته اند. در ایران هم جسته و گریخته فعالیت هایی در این زمینه انجام شده، اما هیچ کدام به معنای واقعی کلمه اپرا نیستند. به عنوان مثال استاد لوریس چکناواریان یا حسین دهلوی چیزهایی در این سبک و سیاق نوشته اند یا بعدها بهروز غریب پور با فعالیت هایش از اپرای عروسکی سخن گفته است. اما به نظر می رسد برای اینکه اپرا و ترکیب نمایش و موسیقی در ایران به ایده آل ترین شکل ممکن به وجود بیاید، باید افرادی که دانش آموخته اپرا هستند یا در چند اپرا بازی نموده و اپراهای مختلفی خوانده اند، پای کار بیایند و برای فرهنگ خودمان اپرا بنویسند.

  • فکر می کنید این سبک مورد استقبال مردم قرار بگیرد؟

قطعا می گیرد. همین حالا که خود من اپرای حلاج را ده ها بار به عنوان یک اپرای کاملا ایرانی روی صحنه برده ام، استقبال خیلی خیلی خوبی از آن انجام شده و تعداد مخاطبان این اپرا از 85هزار نفر هم گذشته است. بنابراین به نظر می رسد دیگر وقت آن رسیده که این ژانر موسیقی هم رفته رفته به ایران وارد گردد و مخاطبان خاص خودش را پیدا کند.

  • بین همه کارهایی که تا امروز داشته اید، کدام کارتان را بیشتر دوست دارید یا مردم استقبال بیشتری از آن داشته اند؟ کاری بوده که از انجام آن پشیمان شده باشید یا اگر به گذشته برگردید دیگر آن را انجام ندهید؟

خب، طبیعتا من هر کاری را که مردم بیشتر دوست داشته اند، بیشتر دوست دارم، اما از آنجا که همیشه سعی نموده ام کار بد انجام ندهم، هر کدام از کارهایم برایم یک رنگ و بویی دارند و طبیعتا برایم خیلی ارزشمند هستند. ولی خب، اگر به گذشته برگردم بعضی از کارهای قدیمی که شعرهایشان کمی سطح پایین بوده اند را یا اصلا اجرا نمی کنم و یا با یک سری تغییرات و اصلاحات اجرا خواهم کرد.

  • و به عنوان آخرین سؤال، این روزها مشغول چه کاری هستید؟

هم اکنون که تازه درسم در رشته اپرا شاخه باروک در ایتالیا تمام شده، در ایران مشغول برگزاری تور کنسرت هایم هستم؛ ضمن اینکه یک آلبوم موسیقی نیز به زودی از من منتشر خواهد شد.

  • تفریحم کنسرت هایم است

شعار روز هفتم، حال خوش آخر هفته هاست. برای همین در حاشیه گفت وگو با پرواز همای از این خواننده نام آشنا می پرسیم برای آخر هفته هایش چه برنامه ای دارد و معمولا تعطیلاتش را چطور می گذراند؟ همای که به تازگی تور کنسرت هایش در ایران را پشت سر گذاشته، می گوید: متأسفانه یا خوشبختانه فعلا هیچ تفریحی ندارم و آخر هفته ها بیشتر کنسرت دارم که البته انجام دادن کاری که از آن لذت می بری آن هم در کنار مردمی که دوستت دارند و دوستشان داری، بهترین تفریح به حساب می آید. از سرپرست گروه موسیقی مستان می پرسیم حالش چه شکلی و با چه کاری خوب می گردد که پاسخ می دهد: راستش را بخواهید این روزها به خاطر برگزاری کنسرت هایم آن قدر خسته ام که تنها چیزی که حالم را خوب می نماید، خواب است!

افرادی که می گویند سلیقه موسیقایی مردم افت نموده، موسیقی خودشان مخاطب ندارد و چون مردم به موسیقی آنها رغبتی نشان نمی دهند، برای توجیه پیروز نبودن شان این را می گویند

  • آلبوم دیدار با دوزخیان

نخستین آلبوم همای دیدار با دوزخیان است که در سال1386 منتشر شد. این آلبوم که دارای قطعه های من از جهانی دگرم، دیدار با دوزخیان، نی و آواز، پندم ای زاهد مده، سنتور و آواز، تار و آواز، تصنیف چهارگاه و توبه ها را بشکنیم است، در زمان انتشار بسیار مورد توجه مخاطبان موسیقی نهاده شد. پرواز همای پس از این آلبوم چندین آلبوم موسیقایی دیگر هم روانه بازار موسیقی نموده که خدا در روستای ماست، این چه جهانیست، دیوانه چو دیوانه ببیند، چامه و چکامه، در شب گیسوان تو، جدال عقل و عشق و... ازجمله آنهاست.

  • گروه مستان

پرواز همای برای ورود به جهانی موسیقی و اجرای ترانه ها و آهنگ های خود در سال1385 گروه مستان را راه اندازی کرد که به گفته خودش این گروه در تمام برنامه هایی که داشته همیشه رنگ ایرانی خودش را حفظ نموده و هیچ وقت آغشته به سازهای کلاسیک و سبک های جدید نشده است. همای و مستان تا به امروز بیش از 400 کنسرت در سراسر جهان برگزار نموده اند. همچنین همای تنها خواننده ایرانی است که توانسته 3سال متوالی در فاصله سال های 2008 تا 2010 در تالار کنسرت والت دیزینی لس آنجلس، لینکلن سنتر نیویورک و اتسارتمور هال واشینگتن دی. سی روی صحنه برود.

  • اپرای حلاج

همای که دانش آموخته اپرا شاخه باروک از ایتالیاست، تا به امروز چندین اپرا در کشورمان اجرا نموده که اپرای حلاج، موسی و شبان و عشق و عقل ازجمله این اپراهاست. اما بدون شک معروف ترین اپرای همای، اپرای حلاج است که از مردادماه سال گذشته تا امروز بیش از 80 بار در تهران، تبریز، رشت و شیراز روی صحنه رفته و درمجموع حدود 85هزار مخاطب را به سالن های اجرا کشانده است. حلاج قرار است یک بار دیگر در دهم اسفندماه امسال و در شهر ساری با خوانندگی، آهنگسازی، کارگردانی و بازیگری همای در نقش حلاج به اجرا درآید.

  • منبع: روزنامه وبلاگ داستان نویسی 24 بهمن
منبع: همشهری آنلاین
انتشار: 9 فروردین 1399 بروزرسانی: 31 فروردین 1399 گردآورنده: romantizm.ir شناسه مطلب: 466

به "پرواز همای: موسیقی پناهگاهی برای مردم است" امتیاز دهید

امتیاز دهید:

دیدگاه های مرتبط با "پرواز همای: موسیقی پناهگاهی برای مردم است"

* نظرتان را در مورد این مقاله با ما درمیان بگذارید